خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق یا پروردگار است. شاعر از اشتیاق دیدار، بی‌قراری ناشی از فراق، و حالت بی‌خودی ناشی از عشق سخن می‌گوید. او آرزو می‌کند که بارها و بارها معشوق را ببیند، اما هر بار احساس می‌کند که گویی بیشتر از قبل از او دور شده است.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۹ - من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟

من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟
گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را ۱

افتاده بر خاک درت، خوش آنکه آیی بر سرم
تو زیر پا بینی و من بالای سر بینم تو را ۲

یک بار بینم روی تو دل را چه سان تسکین دهم؟
تسکین نیابد، جان من، صد بار اگر بینم تو را ۳

از دیدنت بیخود شدم، بنشین به بالینم دمی
تا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم تو را ۴

گفتی که: هر کس یک نظر بیند مرا جان می دهد
من هم به جان در خدمتم، گر یک نظر بینم تو را ۵

صد بار آیم سوی تو، تا آشنا گردی به من
هر بار از بار دگر بیگانه تر بینم تو را ۶

تا کی هلالی را چنین زین ماه می داری جدا؟
یارب! که ای چرخ فلک، زیر و زبر بینم تو را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸ - ترک یاری کردی و من هم چنان یارم ترا
گوهر بعدی:غزل ۱۰ - جان خوشست، اما نمی خواهم که جان گویم تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.