خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و بیماریهای خود میگوید و بیان میکند که پس از مراجعه به پزشکان مختلف و ناامیدی از درمان، نزد یک دامپزشک (بیطار) رفته و او توانسته است بیماریاش را درمان کند. شاعر با طنز و کنایه به ناتوانی پزشکان در درمان خود اشاره میکند و نتیجه میگیرد که یا خودش جزو چهارپایان است یا پزشکان از هنر درمان بیبهرهاند.
این متن دارای مفاهیم کنایهآمیز و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه کافی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا پیچیده باشد.
مطایبه (طبیب و بیطار)
عمری از جور چرخ مینا رنگ
رنجه بودم، ز رنج بیماری ۱
یافت آئینه وجودم زنگ
از جفای سپهر زنگاری ۲
تار شد دیدگان روشن بین
زرد شد، چهرگان گلناری ۳
همچو موشی نحیف گشت و نزار
تن فربه چو گاو پرواری ۴
آزمودم همه طبیبان را
در شفاخانه های بهداری ۵
کار آن جمله و طبابتشان
کار بوزینه بود و نجاری ۶
نه حکیمی، خبر ز حکمت داشت
نه پرستاری، از پرستاری ۷
پیش بیطار رفتم آخر کار
چاره ای خواستم ز ناچاری ۸
و آن شفابخش دام و دد، بگرفت
دستم و رستم از گرفتاری ۹
بی تأمل علاج دردم کرد
تن ز غم رست و من ز غمخواری ۱۰
طرفه بین، کز طبیبم آن نرسید
که ز دانای فن بیطاری ۱۱
یا من از خیل چارپایانم
یا طبیبان از هنر عاری ۱۲
رنجه بودم، ز رنج بیماری ۱
یافت آئینه وجودم زنگ
از جفای سپهر زنگاری ۲
تار شد دیدگان روشن بین
زرد شد، چهرگان گلناری ۳
همچو موشی نحیف گشت و نزار
تن فربه چو گاو پرواری ۴
آزمودم همه طبیبان را
در شفاخانه های بهداری ۵
کار آن جمله و طبابتشان
کار بوزینه بود و نجاری ۶
نه حکیمی، خبر ز حکمت داشت
نه پرستاری، از پرستاری ۷
پیش بیطار رفتم آخر کار
چاره ای خواستم ز ناچاری ۸
و آن شفابخش دام و دد، بگرفت
دستم و رستم از گرفتاری ۹
بی تأمل علاج دردم کرد
تن ز غم رست و من ز غمخواری ۱۰
طرفه بین، کز طبیبم آن نرسید
که ز دانای فن بیطاری ۱۱
یا من از خیل چارپایانم
یا طبیبان از هنر عاری ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:سخن پرداز
گوهر بعدی:حق رأی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.