خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و نامهربانی معشوق مینالد و از بیقراری و بیتابی خود سخن میگوید. او از معشوق میپرسد که آیا یادش خواهد کرد یا نه، و آیا وعدههای او را عملی خواهد ساخت یا خیر. شاعر از نالههای خود میگوید که از آنها خون میچکد، اما نمیداند که آیا معشوق به فریادش گوش خواهد داد یا نه.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
وعدهٔ خلاف
ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه
فریبانگیز من، با وعدهای شادم کند یا نه ۱
خرابم آنچنان، کز باده هم تسکین نمییابم
لب گرمی شود پیدا، که آبادم کند یا نه ۲
صبا از من پیامی ده، به آن صیاد سنگین دل
که تا گل در چمن باقی است، آزادم کند یا نه ۳
من از یاد عزیزان، یک نفس غافل نیم اما
نمیدانم که بعد از این، کسی یادم کند یا نه ۴
رهی، از نالهام خون میچکد اما نمیدانم
که آن بیدادگر، گوشی به فریادم کند یا نه ۵
فریبانگیز من، با وعدهای شادم کند یا نه ۱
خرابم آنچنان، کز باده هم تسکین نمییابم
لب گرمی شود پیدا، که آبادم کند یا نه ۲
صبا از من پیامی ده، به آن صیاد سنگین دل
که تا گل در چمن باقی است، آزادم کند یا نه ۳
من از یاد عزیزان، یک نفس غافل نیم اما
نمیدانم که بعد از این، کسی یادم کند یا نه ۴
رهی، از نالهام خون میچکد اما نمیدانم
که آن بیدادگر، گوشی به فریادم کند یا نه ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:باده فروش
بعدی:چند قطعه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.