خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غزال خود میپرسد که از کدام دشت آمده و چرا در دوران جوانی خوش گذرانده و سپس از مقابل چشمانش گذشته است. او اشاره میکند که مانند عمر رفته، غزال نیز رفته و بازنگشته است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی درباره گذر زمان است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا برای آنها جذابیت نداشته باشد.
دوبیتی ۱۰۸ - ندانم ای غزالم از چه دشتی
ندانم ای غزالم از چه دشتی
در ایام جوانی خوش گذشتی ۱
گذشتی از بر چشمان فایز
چو عمر رفته رفتی برنگشتی ۲
در ایام جوانی خوش گذشتی ۱
گذشتی از بر چشمان فایز
چو عمر رفته رفتی برنگشتی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۱۰۷ - به زیر زلف برق گوشواره
گوهر بعدی:دوبیتی ۱۰۹ - بتا در گوش، گوش آویز داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.