خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و از درد دل و سوختن در آتش عشق حکایت میکند. او از بیکمکی اشکهایش در تسکین درد دلش مینالد.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
دوبیتی ۴۱ - شب آمد تا شب وصلم دهد یاد
شب آمد تا شب وصلم دهد یاد
دهد خاک وجودم جمله بر باد ۱
یقین میسوخت فایز ز آتش دل
نمیکردش گر آب دیده امداد ۲
دهد خاک وجودم جمله بر باد ۱
یقین میسوخت فایز ز آتش دل
نمیکردش گر آب دیده امداد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۴۰ - اگر دورم من از تو ای پریزاد
گوهر بعدی:دوبیتی ۴۲ - نه یادم میکنی نه میروی یاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.