خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با اشاره به سردی معشوق و تشبیه چهرهاش به آتش و موهایش به دود، از بیفایده بودن این عشق مینالد. در بیت دوم، با اشاره به فایز (که احتمالاً نماد عاشقی بیپاسخ است) و تشنهجان دادن در بیابان، بر بیثمری تلاشهای خود تأکید میکند و در نهایت، زندهرود صفاهان را نیز بیحاصل میخواند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
دوبیتی ۱۵ - رخ تو آتش و زلف تو دود است
رخ تو آتش و زلف تو دود است
مرا زین سردمهریها چه سود است؟ ۱
چو فایز در بیابان تشنه جان داد
چه حاصل در صفاهان زندهرود است ۲
مرا زین سردمهریها چه سود است؟ ۱
چو فایز در بیابان تشنه جان داد
چه حاصل در صفاهان زندهرود است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۱۴ - به دوشش گیسوان خوش دلپسند است
گوهر بعدی:دوبیتی ۱۶ - دل آگه چه محتاج برید است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.