این متن به منزلت والای پیامبر اسلام (ص) نزد خداوند و اهمیت اطاعت از ایشان میپردازد. تأکید میکند که اطاعت از رسول الله (ص) همان اطاعت از خداست و نافرمانی از ایشان برابر با نافرمانی از خداوند است. همچنین، داستان ثوبان را نقل میکند که از عشق به پیامبر (ص) رنج میبرد و خداوند با نزول آیهای او را تسلی میدهد. متن با اشعاری عارفانه درباره عشق به پیامبر (ص) و نیاز به سوز درونی برای رسیدن به کمال پایان مییابد.
متن دارای مفاهیم عمیق دینی و عرفانی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مبانی اسلامی دارد. همچنین، استفاده از اشعار و عبارات عرفانی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
۱۲ - النوبة الثالثة
پس از پانصد و اند سال رکن دولت شرع او عامر، و شاخ ناضر، و عود مثمر، شرف مستعلى، و حکم مستولى! درین گیتى نواى وى، در آن گیتى آواى وى! در هر دل از وى چراغى، بر هر زبان از وى داغى، در هر دل از وى نوایى، در هر سر از وى آوایى، در هر جان او را جایى!
از تو پندارى ترا لطف خدایى نیست، هست
بر سر خوبان عالم پادشاهى نیست، هست
ور چنین دانى که جان نیک مردان را بعشق
با جمال خاک پایت آشنایى نیست، هست
ور براندیشى که چون بردارى از رخ زلف را
از تو قندیل فلک را روشنایى نیست، هست
وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ الآیة قول ابن عباس (رض) آنست که این آیت در شأن ثوبان آمد که از محبّت رسول خدا (ص) نزار و ضعیف گشته بود، پشت خم گشته، و روى زرد شده. رسول خدا (ص) روزى مر او را گفت: اى ثوبان! ترا چه میبود، مگر در شب بیدار باشى، که زرد روى گشتهاى؟ گفت: یا رسول اللَّه! بعضى و بعضى، چنان که دانى. گفت: اى ثوبان مگر رنج بسیار بر خود مینهى از انواع ریاضات، که چنین ضعیف گشتهاى، و پشتت دو تا شده؟! ثوبان گفت: آرى یا رسول اللَّه! میبود هر چیزى. رسول (ص) گفت: اى ثوبان! مگر آرزومند میباشى؟ هر دو چشم ثوبان پر آب گشت، چون حدیث آرزومندى شنید.
چندم پرسى مرا چرا رنجانى
حقّا که تو حال من زمن به دانى!
یا رسول اللَّه! ندانم که شب چون گذرد! تا یک بار که روز گردد، و من ترا ببینم.
روز از هوست پرده بیکارى ماست
شبها زغمت حجره بیدارى ماست
هجران تو پیرایه غمخوارى ماست
سوداى تو سرمایه هشیارى ماست
یا رسول اللَّه! اندوه صعب آنست که در آخرت تو در اعلى علّیّین باشى، و ما از دیدار تو بازمانیم. تا درین بودند جبرئیل (ع) آمد، پیک حضرت، برید رحمت، و آیت آورده: وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ الآیة. رسول خداى بر وى خواند، و دل وى خوش کرد، و خستگى وى را مرهم بر نهاد. آرى چنین دردى بباید، تا چنین مرهمى پدید آید! تا سوزى نبرى، سازى نیارى، تا در بحر ذکر غرقه فَاذْکُرُونِی نشوى، از ساحل امن دستگیر أَذْکُرْکُمْ نیابى.
مرد بیحاصل نیابد یار با تحصیل را
سوز ابراهیم باید درد اسماعیل را
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.