این متن به تفسیر آیاتی از قرآن میپردازد که شامل هشدارهای الهی درباره عذاب و عقوبت برای متجاوزان و گناهکاران است. همچنین، به داستان گاو بنیاسرائیل و صفات آن اشاره میکند و از لطایف حکمت و جواهر قرآن سخن میگوید. در بخشی دیگر، داستانی درباره توبه یک مرد و عواقب دنیوی و اخروی اعمالش نقل میشود. متن بر اهمیت تقوا، پرهیز از گناه و پیروی از راه حق تأکید دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق دینی، تفسیر آیات قرآن و داستانهای پیچیده است که برای درک کامل آنها به بلوغ فکری و دانش دینی نیاز است. همچنین، برخی بخشها مانند توصیف عذاب الهی ممکن است برای کودکان و نوجوانان سنگین باشد.
۱۰ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ اشا
صفت دیگر خوان صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِینَ آن جوانمردان که در حال کمال بشریت قدم در میدان طریقت نهادند و بدان مستقیم شدند، احدیت ایشان را برنگ دوستى بر آرد، و رنگ دوستى رنگ بیرنگى است. هر چه رنگ رنگ آمیزانست ازیشان پاک فرو شوید وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تا همه روح پاک شود، نهاد ایشان و معانى همه یک صفت گیرد. هر چشمى که دریشان نگرد روشن شود، هر دلى که در کار ایشان تأمل کند آشنا گردد. سفیان ثورى بیمار شد و دلیل وى پیش طبیب ترسا بردند. طبیب در آن مىنگریست و تامل میکرد، پس گفت عجب حالى مىبینم این مردى است که از ترس خداى عز و جل جگر وى خون شدست و از مجراى آب بیرون آمده است، این دین که وى بر آنست جز حق نیست، اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمد رسول اللَّه طبیب ترسا چون در دلیل وى نگریست آشنا گشت پس کسى که در روى دوستان حق نگرد از اعتقاد پاک و در سیرت ایشان تأمل کند، از مهر دل خود چون شود؟ اینست که میگوید فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِینَ رنگى که نگرندگان را شاد کند رنگ آشنایى و دوستى است، امروز ایشان را برنگ آشنایى و دوستى بر آرد، و چه رنگ است ازین نکوتر؟ یقول تعالى وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً و فردا ایشان را بنور خود رنگین کند، کما
قال النبی صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم: «فیصبغون بنور الرحمن عز و جل»
صفت سوم آنست که گفت: لا ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِیَةَ فِیها پا کند و هنرى و بهروز و نیکو سیرت و روز افزون، نه بعیب رسمیان آلوده، نه بمقام دون همتان فرو آمده، نه رقم دوستى اغیار بریشان کشیده، نه داغ اسباب بریشان نهاده، نه سلطان بشریت بریشان دست یافته، نه قاضى شهوات بریشان حکمى رانده، نه باشکال و امثال گرائیده، نه باختیار و احتیال خود تکیه کرده، چنانک معبود یکى شناسند مقصود یکى دانند و مشهود یکى، و موجود یکى،
هموم رجال فى امور کثیرة
و همّى من الدنیا صدیق مساعد
هر کسى محراب دارد هر سویى
باز محراب سنایى کوى او
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.