این متن به لطف و کرم خداوند نسبت به بندگانش اشاره دارد، به ویژه در مورد بنیاسرائیل که با وجود نافرمانیهایشان، خداوند نعمتهای فراوانی مانند سایهافکنی ابر، مرغ بریان، و رشد لباسهای کودکان در بیابان به آنها عطا کرد. همچنین، تفاوتهای میان پیامبرانی مانند موسی، عیسی و محمد (ص) در درخواستهایشان از خداوند بررسی شده است. موسی آب خواست، عیسی نان، و محمد (ص) رحمت و غفران. در ادامه، به اهمیت شریعت، علم و عمل صالح تأکید شده و دوازده رکن اسلام و ایمان شرح داده شدهاند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق دینی، تفسیر آیات قرآن و مقایسههای پیچیده میان پیامبران است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و دانش دینی نیاز دارد.
۸ - النوبة الثالثة: قوله تعالى وَ ظَلَّلْنا عَلَیْکُمُ الْغَمامَ الآیة اشارت بلطف و کرم خداوندیست، و
اناس عصوا دهرا فعادوا بخجلة
فقلنا لهم اهلا و سهلا و مرحبا
وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ از روى اشارت قریه اینجا احتمال کند که حریم علم است، و حجر شریعت، چنانک مصطفى ع از روى اشارت خود را گفت «انا مدینة العلم و على بابها»
ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ میگوید بحجر شریعت درآئید و علم و عمل بر وفق شریعت بکار دارید. فَکُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَداً و در علم و عمل عیشى هنى و نعیم جاودانه بدست آرید، امروز تلخى مجاهدت چشید تا فردا میوه بهشت خورید.
وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً در راه دین بر استقامت روید و با خضوع و خشوع باشید، و هر کارى را از در دین خود درآورید تا بمقصد رسید، و هو المشار الیه بقوله تعالى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها. آن گه گفت وَ قُولُوا حِطَّةٌ اشارت است باستغفار و تضرع و دعا و گفتن که بار خدایا حطّ عنا ذنوبنا همانست که جاى دیگر گفت رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا و جاى دیگر گفت فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ.
وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ الآیة چند فرق است میان موسى و عیسى و محمد مصطفى. موسى قوم خود را آب خواست چنانک گفت وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ عیسى قوم خود را نان خواست چنانک گفت «أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ» باز مصطفى ع صدر و بدر جهان، چراغ زمین و آسمان، نه آب خواست نه نان، بلکه رحمت خواست و غفران، چنانک اللَّه گفت غُفْرانَکَ رَبَّنا موسى را گفت چه خواهى گفت آب روان از سنگ صفوان، عیسى را گفت چه خواهى؟ گفت خوان بریان فرستاد از آسمان. سیّد کونین را گفت تو چه خواهى؟ گفت رحمت و غفران از خداوند مهربان.
چون موسى آب خواست گفت یا موسى از چون منى آب خواهند؟ آنک سنگ و عصا بر سنگ زن و مراد خود برگیر. چون عیسى نان خواست. گفت یا عیسى از چون منى نان خواهند؟ فرمان داد به جبرئیل تا گرده چند و لختى بریان بر خوان نهاد و بایشان فرستاد، گفت یا عیسى مراد خود برگیر. چون نوبت بمهتر عالم رسید، شب قرب و کرامت که او را حاضر کردند گفت اى دوست ما مهمان آمده دندان مزد چه خواهى؟
گفت غُفْرانَکَ رَبَّنا اللَّه تعالى گفت اى دوست ما حال امّت تو از سه بیرون نیست: یا مطیعاناند، یا عاصیان، یا مشتاقان: اگر عاصیانند رحمت من ایشان را، و اگر مطیعانند بهشت من ایشان را، و اگر مشتاقانند دیدار و رضاء من ایشان را، مصطفى گفت ع خداوندا مراد ایشان نقدى بدادى از آن من در توقف نهادى! گفت اى دوست ما ایشان حاجت که خواستند از بهر امت خود خواستند و امّت ایشان همان بودند که حاضر بودند مراد خود بیافتند، تو آنچه میخواهى از بهر امت میخواهى و امّت تو متفرقند تا قیام الساعة خواهند بود و دعوت و پیغامبرى تو همیشه پیوسته خواهد بود، روز رستاخیز همه را جمع کنم و همه را از دوزخ آزاد کنم، همه را بدیدار خود شاد کنم، همه را لباس کرامت پوشانم، همه را بزیور انس بیارایم، که ایشان بهینه امّتاند، یک دل و یک قصد و یک همت اند، وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً نه چون بنى اسرائیل که از پراکندگى که بودند هم در دل و هم در قصد و هم در همت، در دین بمعبودى یگانه مى اقتصار نکردند مىگفتند اجعل لنا الها کمالهم آلهة و در دنیا بیک طعام قناعت نکردند گفتند یا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ. و فى معناه انشد.
هموم رجال فى امور کثیرة
و همّى من الدنیا صدیق مساعد
و گفتهاند ذکر عصا در آیت اشارت است بسیاست شرعى، کقوله ع لا ترفع عصاک عن اهلک و عرب گوید شقّ فلان العصا اذا خرج عن السیاسة المشروعة. و حجر اشارتست به بنى اسرائیل از آنک رب العالمین دلهاى ایشان با سنگ برابر کرد و گفت فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً یعنى که موسى خواست تا بنى اسرائیل را با هم آرد و ایشان را بر راه استقامت دارد، مداوایى طلب کرد. از بهر ایشان که بهمگان برسد هم عالم را و هم جاهل را، و ایشان را فایده دهد بر عموم همچنانک باران فایده دهد بر عموم بقعتها را هم آبادان و هم غیر آن. رب العالمین موسى را گفت ایشان را بتازیانه شریعت سیاست کن و بر علم و عمل دار، آن علم و عمل که جمله ارکان اسلام و ایمان بدان باز گردد، و آن دوازده خصلت است، که مصطفى ع در آن خبر معروف بیان کرد، شش خصلت از آن بناء اسلامست: یکى اقرار بوحدانیت اللَّه، دیگر اثبات نبوت مصطفى سدیگر نماز کردن، چهارم زکاة دادن، پنجم روزه داشتن، ششم حج کردن. و شش خصلت از آن بناء ایمان است: یکى ایمان دادن باللّه جل جلاله، دیگر ایمان بفرشتگان سدیگر ایمان بکتابهاى خداوند، چهارم برسولان وى، پنجم بروز قیامت، ششم ایمان بقدر، آن دوازده چشمه که درین آیت گفت اشارتست باین دوازده رکن که بناء اسلام و ایمان است و اللَّه اعلم.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.