این متن به داستان آفرینش انسان (حضرت آدم) از منظر قرآن و روایات اسلامی میپردازد. خداوند به فرشتگان اعلام میکند که قصد دارد خلیفهای در زمین بیافریند. فرشتگان با تعجب و سوال درباره این تصمیم واکنش نشان میدهند، چرا که انسان را موجودی گناهکار میدانند. خداوند پاسخ میدهد که از اسرار و حکمتهای پنهان آگاه است که فرشتگان از آن بیخبرند. متن به مقام والای انسان، رازهای الهی، و برتری انسان بر فرشتگان اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به شناخت قبلی از مفاهیم دینی و بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و استعارههای پیچیده، فهم آن را برای خوانندگان جوانتر دشوار میسازد.
۴ - النوبة الثالثة: قوله تعالى وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِی
اى بسا درّ گرانمایه و لؤلؤ شاهوار که در آن صدف تعبیه بود، و با هر درى شبهى سیاه منظوم در رشته کشید، با جواهر هر یک از انبیا شبهى در برابر ایشان داشت درى چون آدم صفى با وى شبیه چون شیطان شقى. درى چون ابراهیم خلیل با وى شبهى چون نمرود طاغى. درى چون موسى عمران با وى شبهى چون فرعون بى عون، درى چون عیسى بن مریم با وى شبهى چون طایفه پر از ضلالت و غىّ. درى چون مصطفى عربى با وى شبهى چون بو جهل پر جهل.
فریشتگان چون این خطاب هایل بشنیدند قرار و آرام ازیشان برمید و تماسک عقل و صبرشان برسید. زبان سؤال دراز کردند و جمله آواز برآوردند که: أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها
خداوندا و پادشاها بزرگوارا و کردگارا! این آدم خاکى طراز وشى تقریب را بدست عصیان ملطخ گرداند، و سر از ربقه طاعت بیرون کشد، و ما را از قدس و تقدیس آفریده، سینههاى ما بتهلیل و تسبیح آراسته و این اسباب ما را ساخته؟ چنین گویند آتشى از مکنونات غیب پدید آمد و قومى فریشتگان را بسوخت، و بنعت عزت این خطاب برفت که إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ شما که نظارگیان اید نظاره همى کنید شما را با خزائن اسرار الهیت ما چه کار؟ و در مکنونات غیب ربوبیت ما چه تصرف؟ تعبیه الهیت ما و مکنونات اسرار ربوبیت ما ما دانیم، خواطر مختصر را علوم و عقول جز وى را فهمهاى معلول و بصائر محدث را باسرار الهیت ما چه راه! وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلَّا هُوَ ما در ازل حکم چنان کردیم که چراغ حقایق معرفت در سینه آدم خاکى روشن گردانیم، و منشور ولایت خاکى بدست او دهیم، و روایت ممالک زمین در قلب لشکر او نصب کنیم، شما که مقربان مملکتاید پیش تخت دولت آدم چاکروار سماطین بر کشید، و او را سجود کنید، و شما که گرد عرش ما طواف میکنید جنایت ناکرده ذریت آدم را که هنوز در وجود نیامدند استغفار میکنید و روش ایشان را سلامت میخواهید، و سلّم و سلّم مىگویید، تا چون در وجود آیند قدم ایشان را بر بساط عبودیت فتورى نباشد. و شما که نقیبان حجباید، اهل غفلت را از ذریت آدم میگریید تا بسبب گریستن شما معصیت ایشان بمغفرت خود بپوشیم. و شما که اهل رفرفاید، ازین زلال که زیر عرش ما موج میزند راویه نور بر گیرید، و روز رستاخیر که ایشان منتظر باشید تا چون فزع اکبر در قیامت پدید آید، و دارا دار و گیراگیر هیبت و سیاست برخیزد، مؤمنان ایشان را از آن فزع امن دهید و سلام ما بایشان رسانید. اینهمه بآن فرمودیم تا شما که فریشتگانید شرف خاکیان بدانید و بر حکم ما اعتراض نکنید.
در خبر درست است که ملا اعلى و مقربان درگاه عزت گفتند خداوندا خاکیان را عالم سفلى دادى عالم علوى بماده، که ما نیز پرندگان حضرتیم و طاوسان درگاه عزت. ایشان را جواب آمد لا اجعل صالح ذریة من خلقته بیدىّ کمن قلت له کن فکان.
ما مؤنس عشقیم و شما برگذرید
وز قصه و حال عاشقان بیخبرید
از زشتى یار من شما غم چه خورید؟
در چشم من آئید و بدو در نگرید
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.