متن بیانکنندهٔ اشتیاق شدید به تجلیات معنوی و عرفانی یک شخصیت بزرگوار است. شاعر از بیتابی و ناتوانی در تحمل جذبههای معنوی سخن میگوید و از آن شخصیت میخواهد که خود را بیشتر نشان دهد، زیرا جان مشتاق اوست. همچنین، از حالتی صحبت میکند که برای سیر و سلوک معنوی مناسب نیست و درخواست میکند که در اینجا غیر (دیگران) وجود ندارد. در پایان، از صدر جهان میخواهد که شرحی بر سینهٔ او بنویسد و آیینهای از حسن ارائه دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابلدرک نباشد.
بخش ۳۴ - در بیان استفتاح آن سید عالی مقدار از توجهات باطن آن سید بزرگوار و بیتابی از تجلیات معنوی آن حضرت وغش کردن بر مذاق اهل توحید گوید:
خودنمایی کن که طاقت طاق شد
جان، تجلی تو را مشتاق شد ۲
حالتی زین به، برای سیر نیست
خودنمایی کن در اینجا غیر نست ۳
شرحی ای صدر جهان این سینه را
عکسی ای دارای حسن، آیینه را ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.