خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عرفانی از ساقی میخواهد جامی دیگر به او بدهد تا آتش عشقش را شعلهورتر کند. او میخواهد با مستی، پردههای حجاب را کنار بزند و به حقیقت برسد. شاعر تأکید میکند که تنها مستان میتوانند حکایت مستی را بگویند و افراد هوشیار قادر به درک آن نیستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که برای درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز است. همچنین، اشاره به مستی و پردهدری ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
بخش ۱۱ - در استشفای عارفانه در طریق اهل وجد گوید.
در استشفای عارفانه در طریق اهل وجد گوید.
۱
ساقیا جام دگر لبریز کن
آتش ما را ز آبی، تیز کن ۲
تا خرد، ثابت بود بر جای خویش
مدعا را پرده میگیرد به پیش ۳
سرخوشم کن ز آن بجان پروردهها
تا تو هم را بسوزم، پردهها ۴
مست گردم، رشتهیی آرم بدست
قصۀ مستان که گوید غیر مست؟ ۵
ساقیا جام دگر لبریز کن
آتش ما را ز آبی، تیز کن ۲
تا خرد، ثابت بود بر جای خویش
مدعا را پرده میگیرد به پیش ۳
سرخوشم کن ز آن بجان پروردهها
تا تو هم را بسوزم، پردهها ۴
مست گردم، رشتهیی آرم بدست
قصۀ مستان که گوید غیر مست؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۰ - در بیان اینکه از هر کس مقتضیات طینت بظهور آید و بازگشت هرشیء باصل خودست و این سعادت و آن شقاوت را ظاهر الصلاح بودن باخراج از قانون فلاح شرط نیست. بلکه
گوهر بعدی:بخش ۱۲ - در بیان اینکه میکشان ساغر سعادت و سرخوشان بادۀ شقاوت بر مقتضای وقت؛ هر یک در محل خود اظهار مستی و ابراز حق پرستی و خود پرستی نمودند و با آن محک خلوص و
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.