خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، مخاطب را به بیداری و عبرتگیری از دنیای فانی دعوت میکند. شاعر با اشاره به گذرا بودن عمر و ناپایداری دنیا، از حرص و طمع و وابستگی به مادیات برحذر میدارد و بر عزت نفس و میانهروی تأکید میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی این شعر نیازمند درک و تجربهی کافی از زندگی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و نمادین ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
بخش ۲ - در نصیحت نفس مفلس
دلا دیدهٔ دوربین برگشای!
درین دیر دیرینهٔ دیرپای
ببین غور دور شباروزیاش!
به خورشید و مه، عالم افروزیاش!
شب و روز او چون دو یغماییاند
دو پیمانهٔ عمر پیماییاند
دو طرار هشیار و، تو خفته مست
پی کیسه ببریدنت تیزدست
به عبرت نظر کن که گردون چه کرد!
فریدون کجا رفت و قارون چه کرد!
پی گنج بردند بسیار رنج
کنون خاک ریزند به سر چو گنج
پی عزت نفس، خواری مکش!
ز حرص و طمع خاکساری مکش!
طلب را نمیگویم انکار کن،
طلب کن، ولیکن به هنجار کن!
به مردار جویی چو کرکس مباش!
گرفتار هر ناکس و کس مباش!
درین دیر دیرینهٔ دیرپای
ببین غور دور شباروزیاش!
به خورشید و مه، عالم افروزیاش!
شب و روز او چون دو یغماییاند
دو پیمانهٔ عمر پیماییاند
دو طرار هشیار و، تو خفته مست
پی کیسه ببریدنت تیزدست
به عبرت نظر کن که گردون چه کرد!
فریدون کجا رفت و قارون چه کرد!
پی گنج بردند بسیار رنج
کنون خاک ریزند به سر چو گنج
پی عزت نفس، خواری مکش!
ز حرص و طمع خاکساری مکش!
طلب را نمیگویم انکار کن،
طلب کن، ولیکن به هنجار کن!
به مردار جویی چو کرکس مباش!
گرفتار هر ناکس و کس مباش!
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱ - سرآغاز
گوهر بعدی:بخش ۳ - گفتار در فضایل سخن و سخنوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.