خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به گذر سریع زمان و تقسیم عمر بین روز و شب میپردازد. روز به دنبال معاش و شب به خواب میگذرد، اما شاعر توصیه میکند که در شب بیدار و متفکر باشیم و از زمان بهره ببریم. اگر روز و شب یکسان بگذرند، این بیتفاوتی به ضرر انسان تمام میشود.
مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی موجود در شعر برای درک و تحلیل، به بلوغ فکری نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
بخش ۱۲ - در اشارت به هشیاری روز و بیداری شب
هست یکی نیمهٔ عمر تو روز
نیمهٔ دیگر شب انجم فروز
روز و شب عمر تو با صد شتاب
میگذرد، آن به خود و این به خواب
روز پی خور سگ دیوانهای
خفته به شب مردهٔ کاشانهای
روز چنان میگذرد شب چنین
کی شوی آمادهٔ روز پسین؟
شب چو رسد، شمع شبافروز باش
همنفس گریهٔ جانسوز باش
روز و شبت گر همه یکسان شود
بر تو شب و روز تو تاوان شود
نیمهٔ دیگر شب انجم فروز
روز و شب عمر تو با صد شتاب
میگذرد، آن به خود و این به خواب
روز پی خور سگ دیوانهای
خفته به شب مردهٔ کاشانهای
روز چنان میگذرد شب چنین
کی شوی آمادهٔ روز پسین؟
شب چو رسد، شمع شبافروز باش
همنفس گریهٔ جانسوز باش
روز و شبت گر همه یکسان شود
بر تو شب و روز تو تاوان شود
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۱ - حکایت لاکپشت و مرغابیان
گوهر بعدی:بخش ۱۳ - در مخاطبهٔ سلاطین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.