متن بالا سخنان حکیمانهای از یک پیر یزدانشناس است که خطاب به بانویی سروده شده است. در این ابیات، بر اهمیت شکرگزاری، تسلیم در برابر قضا و قدر، و بردباری در برابر سختیها تأکید شده است. همچنین، اشارهای به جایگاه والای بانوی مورد خطاب و برتری او نسبت به دیگران دارد. در نهایت، از ارزش دانش و دین و لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند سخن به میان آمده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن دارد.
بخش ۶۹ - تعزیت گفتن حکیم دوم
نهاد آن دگر یک سخن را اساس ۱
که ای بانوی این مسدس سرای
نیارد چو تو بانویی کس به جای ۲
سکندر گرت تافت دامن ز کف
خداوند وی بادت از وی خلف ۳
تسلی کسی را دهد حق شناس
که در حق یزدان بود ناسپاس ۴
ز محنت غباری اگر بگذرد
به دامان عیشش گریبان درد ۵
به پایش اگر نیش خاری خلد
ز شاخ رضا دست دل بگسلد ۶
ولی بختیاری که توفیق یافت
ز خوان رضا نقل تحقیق یافت ۷
قضا گر بر او خنجر بیم زد
دم از بردباری و تسلیم زد ۸
نه از تیر تقدیر آهی کشید
نه جز راه تسلیم راهی گزید ۹
چه محتاج تعلیم دانندگان
به سر حد دانش رسانندگان ۱۰
به این دین و دانش که دادت خدای
زبان را به شکر خدای برگشای ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.