این شعر عرفانی به ستایش وحدت ذات الهی و جلوههای آن در صفات و اسما میپردازد. شاعر بیان میکند که همه چیز در جهان تجلیای از ذات خداوند است و هیچ غیریتی جز او وجود ندارد. او از فضل و رحمت الهی سخن میگوید که شامل همه میشود و همه به سوی او روی میآورند. در ادامه، شاعر از نیاز بنده به راهنمایی و هدایت الهی میگوید و آرزو میکند که خداوند او را از وسوسهها پاک کند و در مسیر اهل طلب قرار دهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی پیچیدهتر این شعر برای درک و ارتباط بهتر، مناسب نوجوانان و بزرگسالان است. کودکان ممکن است در فهم این مفاهیم با مشکل مواجه شوند.
بخش ۳۰ - مناجات در اشارت به سعادت ذوق و وجدان و علم و عرفان ارباب تصوف و طلب کمال قوت ارادت که مقدمه آن سعادت است
جلوه گر ذات تو ز اسما و صفات ۱
آشکارا به جهان غیر تو کیست
زیر این پرده نهان غیر تو کیست ۲
باطن عالم و ظاهر همه تو
غایب از دیده و حاضر همه تو ۳
فضل تو شامل هر ناکس و کس
همه را روی به سوی تو و بس ۴
جامی از جمله کسان ناکستر
وز همه بازپسان واپستر ۵
می نهد در ره تو روی نیاز
بی نیازش ز همه کار بساز ۶
سر ز هر راه بگردان او را
سر بنه در ره مردان او را ۷
از همه وسوسه ها پاکش کن
در ره اهل طلب خاکش کن ۸
لنگی از پای ارادت ببرش
ده به اقلیم سعادت گذرش ۹
بخشش از حسن ارادت کیشی
بر همه اهل ارادت بیشی ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.