این متن بیانگر درد و اندوه دل عاشقی است که از فراق معشوق رنج میبرد. دل او مانند پری در راه معشوق افتاده و با هر وزش باد دگرگون میشود. شاعر از معشوق میخواهد که به دل بیقرار او توجه کند، آن را تسکین دهد و با یاد و نام خود آرامش بخشد. همچنین، از معشوق میخواهد که راههای معنویت و اسرار نهانی را به او نشان دهد و در مسیر سخن و تحقیق پشتیبانش باشد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
بخش ۱۲ - مناجات در اشارت بیقراری شجره دل در مهب ریاح خواطر مختلفه و طلب توفیق تحقیق سخن که ثمره آن شجره است
دمبدم از تو دگرگون دل ما ۱
دل ما در رهت افتاده پریست
که بر او باد هوا را گذریست ۲
هر دم از جنبش هر باد درشت
پشت آن روی شده رو شده پشت ۳
دایما گر تو قرارش ندهی
بهر خود میل به کارش ندهی ۴
بر در خود ندهی تسکینش
حرف تمکین نکنی تلقینش ۵
بنده جامی که به داغ تو خوش است
به فروغی ز چراغ تو خوش است ۶
یاد خود راحت جانش گردان
نام خود ورد زبانش گردان ۷
به کرم های خودش بینا کن
به ثناهای خودش گویا کن ۸
بر وی ابواب معانی بگشای
ره به اسرار نهانی بنمای ۹
پشتیش باش به توفیق سخن
و آورش روی به تحقیق سخن ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.