خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

متن داستان مریدی را روایت می‌کند که از دنیا بریده و به دیدار پیری می‌رود. پس از نشستن، بی‌صبرانه برمی‌خیزد تا چیزی گمشده را جستجو کند. پیر او را سرزنش می‌کند و می‌گوید تنها یک چیز در دو جهان ارزش دارد و آن را نباید فراموش کرد. اگر آن چیز را به یاد داشته باشی، همه چیز ارزشمند است؛ در غیر این صورت، حتی اگر تمام جهان را در آغوش داشته باشی، بی‌حاصل است. پایان کار انسان خاموشی و فراموشی است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با مضامین معنوی، جستجوی حقیقت و پرسش‌های وجودی آن ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

بخش ۶۱ - حکایت پیر هشیار با مرید فراموشکار

ساده مریدی ز جهان شسته دست
آمد و در صحبت پیری نشست ۱

گرم نکرده به زمین جا هنوز
خاست ازان انجمن جان فروز ۲

پیر برآشفت که تعجیل چیست
نفرت دیو از دم جبریل چیست ۳

گفت قضا پرده کش هوش گشت
نادره چیزیم فراموش گشت ۴

می روم این لحضه به هر راه و کوی
تا کنم آن گمشده را جست و جوی ۵

پیر خروشید که ای بوالهوس
در دو جهان هست یکی چیز و بس ۶

کان نه سزاوار فراموشی است
قبله گویایی و خاموشی است ۷

گر همه آفاق در آغوش تو
باشد و آن چیز فراموش تو ۸

غایت آگاهی تو غافل است
حاصل اوقات تو بی حاصل است ۹

ور بود آن چیز فرا یاد تو
شاد کن خاطر ناشاد تو ۱۰

گو دو جهان گشته فراموش باش
لب ز سخن شان شده خاموش باش ۱۱

جامی ازین مشغله خاموش کن
هر چه نه آن چیز فراموش کن ۱۲

زانکه سرانجام تو خاموشی است
وآخر کار تو فراموشی است ۱۳
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: مثنوی تعداد ابیات: ۱۳ ۴۹۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۶۰ - مقاله بیستم در پند دادن فرزند ارجمند که در بستان طفولیت به نبات حسن پرورده باد و در بستان بلاغت به نهایت کمال پی آورده
گوهر بعدی:بخش ۶۲ - ختم خطاب و خاتمه کتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.