این شعر درباره عشق و رنجهای ناشی از آن، به ویژه زمانی که مورد ملامت دیگران قرار میگیرد، صحبت میکند. شاعر بیان میکند که ملامتها عشق را سختتر و دردناکتر میکنند و در نهایت، شخصیتهای شعر (سلامان و ابسال) تصمیم به فرار میگیرند تا از این فشارها رهایی یابند. آنها در کنار هم آرامش مییابند و نشان میدهند که حضور یار در کنار فرد، حتی در شرایط سخت، میتواند تسکینبخش باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، موضوعاتی مانند ملامت، رنج عشق و تصمیمگیریهای دشوار ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال پیچیده باشد.
بخش ۵۶ - تنگ شدن کار بر سلامان از ملالت بسیار شاه و حکیم را گذاشتن و با ابسال راه گریز برداشتن
محنت اندر محنت و غم در غم است ۱
خاصه عشقی کش ملامت یار شد
گفت و گوی ناصحان بسیار شد ۲
از ملامت سخت گردد کار عشق
وز ملامتگر فزون تیمار عشق ۳
بی ملامت عشق جان پروردن است
چون ملامت یار شد خون خوردن است ۴
چون سلامان آن ملامت ها شنید
جان شیرینش ز غم بر لب رسید ۵
مهر ابسال از درون او نکند
لیک شوری در درون او فکند ۶
مشرب عذب و صالش تلخ شد
غره ماه نشاطش سلخ شد ۷
بر نیامد هیچ جا از وی دمی
کش نیفتاد از ملامت ماتمی ۸
جانش از تیر ملامت ریش گشت
در دل اندوهی که بودش بیش گشت ۹
می بکاهد از ملامت جان مرد
صبر بر وی کی بود امکان مرد ۱۰
می توان یک زخم خورد از تیغ تیز
چون پیاپی شد چه چاره جز گریز ۱۱
روزها اندیشه کاری پیشه کرد
بارها در کار خویش اندیشه کرد ۱۲
با هزار اندیشه در تدبیر کار
یافت کارش بر فرار آخر قرار ۱۳
کرد خاطر از وطن پرداخته
محملی از بهر رفتن ساخته ۱۴
چون درآمد شب روان محمل ببست
تنگ با ابسال در محمل نشست ۱۵
هم سلامان نغز هم ابسال نغز
محمل از هر دو چو بادام دو مغز ۱۶
وقت رفتن رفته سر بر دوش هم
گاه خفتن خفته در آغوش هم ۱۷
هر دو را پهلو به پهلو متصل
بود محمل تنگ ازان رفتن نه دل ۱۸
یار بی اغیار چون در بر بود
خانه هر چند تنگتر بهتر بود ۱۹
بلکه هر جا یار را افتد درنگ
کی بود بر عاشق دلخسته تنگ ۲۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.