خلاصه و ردهبندی سنی
16+
سلامان پس از شنیدن نصیحتها، با وجود پذیرش آنها، از بیصبری و دلتنگی رنج میبرد. او با یادآوری معشوق، از دنیا روی گردانده و تنها به تماشای او مشغول است. نصیحتها و پندها دیگر در خاطرش نمیماند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
بخش ۵۰ - جواب گفتن سلامان پادشاه را
چون سلامان آن نصیحت گوش کرد
بحر طبع او ز گوهر جوش کرد ۱
گفت شاها بنده رای توام
خاک پای تخت فرسای توام ۲
هر چه فرمودی به جان کردم قبول
لیکن از بی صبری خویشم ملول ۳
نیست از دست دل رنجور من
صبر بر فرموده ات مقدور من ۴
بارها با خویش اندیشیده ام
در خلاصی زین بلا پیچیده ام ۵
لیک چون یادم ازان ماه آمده ست
جان من در ناله و آه آمده ست ۶
ور فتاده چشم من بر روی او
کرده ام روی از دو عالم سوی او ۷
در تماشای رخ آن دلپسند
نی نصیحت مانده بر یادم نه پند ۸
بحر طبع او ز گوهر جوش کرد ۱
گفت شاها بنده رای توام
خاک پای تخت فرسای توام ۲
هر چه فرمودی به جان کردم قبول
لیکن از بی صبری خویشم ملول ۳
نیست از دست دل رنجور من
صبر بر فرموده ات مقدور من ۴
بارها با خویش اندیشیده ام
در خلاصی زین بلا پیچیده ام ۵
لیک چون یادم ازان ماه آمده ست
جان من در ناله و آه آمده ست ۶
ور فتاده چشم من بر روی او
کرده ام روی از دو عالم سوی او ۷
در تماشای رخ آن دلپسند
نی نصیحت مانده بر یادم نه پند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴۹ - اشارت به خونریزی شیرویه خسرو را و نامبارکی آن بر وی
گوهر بعدی:بخش ۵۱ - حکایت روباه و روباه بچه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.