این شعر به ستایش اهل بیت و ابراز ایمان و عشق به آنها میپردازد. شاعر خود را مؤمن و خداشناس معرفی میکند و اعتقاد خود را به اهل بیت و دشمنی با دشمنان آنها بیان میدارد. او تأکید میکند که عشق به اهل بیت نه رفض، بلکه ایمان محض است و این روش اهل عرفان است. شاعر همچنین به شافعی اشاره میکند و از زبان او میگوید که اگر رفض به معنای عشق به آل رسول است، پس او رافضی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق مذهبی و عرفانی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی دینی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص و اشاره به مباحث اعتقادی ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.
بخش ۱۵۸ - در بیان آنکه مدح اهل بیت رسول صلی الله علیه و علی آله و سلم در حقیقت مدح مادح است به محبت و مناسبت با ایشان
مدحت خویشتن کند یعنی ۱
مؤمنم موقنم خدای شناس
وز خدایم بود امید و هراس ۲
از کجی ها در اعتقادم پاک
نیست از طعن کج نهادم باک ۳
دوستدار رسول و آل ویم
دشمن خصم بد خصال ویم ۴
جوهر من ز کان ایشان است
رخت من از دکان ایشان است ۵
همچو سلمان شدم ز اهل البیت
گشت روشن چراغ من زان زیت ۶
انا مولی لهم و مولی القوم
کان منهم و لا أخاف اللوم ۷
مست عشقند عاشقان دائم
لایخافون لومت اللائم ۸
چون بود عشق صادقان درسم
کی ز کید منافقان ترسم ۹
این نه رفض است محض ایمان است
رسم معروف اهل عرفان است ۱۰
رفض اگر هست حب آل نبی
رفض فرض است بر ذکی و غبی ۱۱
لوکان رفضا حب آل محمد
فلیشهد الثقلان انی رافضی ۱۲
شافعی آن که سنت نبوی
ز اجتهاد قویم اوست قوی ۱۳
به زبان فصیح و لفظ متین
گفت در طی شعر سحر آیین ۱۴
گر بود رفض حب آل رسول
یا تولا به خاندان بتول ۱۵
گو گوا باش آدمی و پری
که شدم من ز غیر رفض بری ۱۶
کیش من رفض و دین من رفض است
رفع من رفض و مابقی خفض است ۱۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.