خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به انتقاد از افرادی میپردازد که تمام همّ و غمشان خوردن و آشامیدن است و به مسائل معنوی و عقلانی بیتوجهند. شاعر بیان میکند که چنین افرادی ارزشی ندارند و عمر خود را به بطالت میگذرانند. او تأکید میکند که دانش و عقل این افراد نیز در خدمت شهواتشان است و هیچ ارزش واقعی ندارد.
متن دارای مفاهیم انتقادی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
بخش ۱۳۵ - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعام
خواجه را بین که از سحر تا شام
دارد اندیشه شراب و طعام ۱
شکم از خوشدلی و خوشحالی
گاه پر می کند گهی خالی ۲
فارغ از خلد و ایمن از دوزخ
جای او مزبله ست یا مطبخ ۳
کار او بهر نفس پروردن
روز و شب ریدن است و یا خوردن ۴
معده فاسد ز اشتهای دروغ
می دهد تیز و می زند آروغ ۵
زین دو باد عفن ز طبع کثیف
داد بر باد نقد عمر شریف ۶
بس که زد معده بر دماغش دود
روزن عقل شد بر او مسدود ۷
شهرت بطن کان بود بطنه
تذهب بالذکاء و الفطنه ۸
چون شود پر ز نان و آب شکم
گردد از سینه علم و دانش کم ۹
خود چه دانش بود در آن سینه
که بود جای شهوت و کینه ۱۰
ور بود دانشی ز جهل کم است
زانکه از بهر فرج یا شکم است ۱۱
دانش خویش را چو خرج کند
بهر شهوات بطن و فرج کند ۱۲
هر که را بنگری ز دشمن و دوست
قیمت او به قدر همت اوست ۱۳
هر که را همت آن بود که مدام
رودش در درون شراب و طعام ۱۴
قیمت او اگر بیفزاید
آن بود کز درون برون آید ۱۵
چه ازین زشتتر بود به جهان
که طفیل شکم کنی دل و جان ۱۶
دل و جان بهر آب و نان خواهی
عقل و دین بهر انی و آن کاهی ۱۷
همت تو همه شکم باشد
هر چه غیر از شکم عدم باشد ۱۸
دارد اندیشه شراب و طعام ۱
شکم از خوشدلی و خوشحالی
گاه پر می کند گهی خالی ۲
فارغ از خلد و ایمن از دوزخ
جای او مزبله ست یا مطبخ ۳
کار او بهر نفس پروردن
روز و شب ریدن است و یا خوردن ۴
معده فاسد ز اشتهای دروغ
می دهد تیز و می زند آروغ ۵
زین دو باد عفن ز طبع کثیف
داد بر باد نقد عمر شریف ۶
بس که زد معده بر دماغش دود
روزن عقل شد بر او مسدود ۷
شهرت بطن کان بود بطنه
تذهب بالذکاء و الفطنه ۸
چون شود پر ز نان و آب شکم
گردد از سینه علم و دانش کم ۹
خود چه دانش بود در آن سینه
که بود جای شهوت و کینه ۱۰
ور بود دانشی ز جهل کم است
زانکه از بهر فرج یا شکم است ۱۱
دانش خویش را چو خرج کند
بهر شهوات بطن و فرج کند ۱۲
هر که را بنگری ز دشمن و دوست
قیمت او به قدر همت اوست ۱۳
هر که را همت آن بود که مدام
رودش در درون شراب و طعام ۱۴
قیمت او اگر بیفزاید
آن بود کز درون برون آید ۱۵
چه ازین زشتتر بود به جهان
که طفیل شکم کنی دل و جان ۱۶
دل و جان بهر آب و نان خواهی
عقل و دین بهر انی و آن کاهی ۱۷
همت تو همه شکم باشد
هر چه غیر از شکم عدم باشد ۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۳۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبه
گوهر بعدی:بخش ۱۳۶ - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آن نیافریده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.