این متن عرفانی بیانگر دیدگاهی است که در آن دشمنی و دوستی به ظاهر ممکن است معانی متفاوتی داشته باشند. شاعر میگوید کسی که با او دشمنی میکند، در حقیقت دوستدار اوست، زیرا این دشمنی باعث میشود رو به سوی حق کند و از خود بگذرد. همچنین، او اشاره میکند که دشمنان خدا در مذهب او دوستانش هستند و دوستانش دشمنانش، زیرا نفس اماره (نفس سرکش) بزرگترین دشمن انسان است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان اسلامی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'نفس اماره' و 'حق' ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستند
خصم جان امیدوارم شد ۱
جوهر من مناسب خود یافت
رویم از حق به جانب خود تافت ۲
مرد حق زان که را بتر داند
که دلش را ز حق بگرداند ۳
وان که با من ز دشمنی زد دم
دوستدار من اوست در عالم ۴
رویم از خود بتافت در حق کرد
قبله ام وجه حق مطلق کرد ۵
که ازان به به پیش عاشق زار
که کند روی او به جانب یار ۶
دشمنان خدا به مذهب من
دوستانند و دوستان دشمن ۷
تا تو در بند نفس وسواسی
دشمن خود ز دوست نشناسی ۸
نیست بر رهروان ستمگاره
هیچ دشمن ز نفس اماره ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.