خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، فراق و وعدههای بیپایه سخن میگوید. شاعر از روزگار وصال یاد میکند که مانند خوابی گذرا بوده و از ناز و سرکشی معشوق و وعدههای بیثمرش گلایه میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند شراب و ساقی ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
شماره ۸ - رفت آن کم بر تو آبی بود
رفت آن کم بر تو آبی بود
یا سلام مرا جوابی بود ۱
از سر ناز و از سرکشی
هر نفس با منت عتایی بود ۲
در کف من ز دست ساقی وصل
هر زمان ساغر شرابی بود ۳
وعدهای خوشم همی دادی
آن همه وعدها سرابی بود ۴
روزگار وصال جمله گذشت
گوی آن روزگار خوابی بود ۵
یا سلام مرا جوابی بود ۱
از سر ناز و از سرکشی
هر نفس با منت عتایی بود ۲
در کف من ز دست ساقی وصل
هر زمان ساغر شرابی بود ۳
وعدهای خوشم همی دادی
آن همه وعدها سرابی بود ۴
روزگار وصال جمله گذشت
گوی آن روزگار خوابی بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - جانا ، همه خطاب تو با من جفا بود
گوهر بعدی:شماره ۹ - ای معجزات موسی بنموده از گریبان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.