خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که تمام عمرش را به عشق و یاد معشوق گذرانده و از خود بیخبر بوده است. او شبها به دعا و روزها به یاد معشوق سپری کرده و آرزو میکند که هرگز از خود خبری نداشته باشد اگر بیمعشوق باشد.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک احساسات و مفاهیم بیانشده دارد.
شمارهٔ ۳۰ - در تغزل
بس شب بدعا دو دست برداشتم
بس روز براه تو نظر داشته ام ۱
از خویشتنم خیر مبادا ! همه عمر
گر بی تو ز خویشتن خبر داشته ام ۲
بس روز براه تو نظر داشته ام ۱
از خویشتنم خیر مبادا ! همه عمر
گر بی تو ز خویشتن خبر داشته ام ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۹ - در هجا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۱ - در تغزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.