خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و مشکلات خود سخن میگوید و بیان میکند که دشمنانش او را آزار دادهاند. او از خداوند طلب کمک میکند و اشاره میکند که از لطف و بخشش دیگران ناامید شده است. همچنین، او به تغییر شرایط و از بین رفتن سنتهای نیکوکارانه اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، لحن غمگین و اشاره به رنجهای زندگی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
شمارهٔ ۸۱ - در مدح پادشاه
خدایگانا ، آنی که دشمنان ترا
دریده نیزه و تیر تو سینه و حدقه ۱
نجاح تو بمعالی هزار چون جراح
رباح تو ببزرگی هزار چون صدقه ۲
منم ، که رقت احوال من بدان درجه است
که مانده ام متحیر در انده نفقه ۳
طمع بریده ام از جامگی ، از آن امروز
مرا نکایت دشمن فگند ازان طبقه ۴
تبارک الله ! از جامگی چو در گذری
نه عادت صله ماند و نه سنت صدقه ۵
دریده نیزه و تیر تو سینه و حدقه ۱
نجاح تو بمعالی هزار چون جراح
رباح تو ببزرگی هزار چون صدقه ۲
منم ، که رقت احوال من بدان درجه است
که مانده ام متحیر در انده نفقه ۳
طمع بریده ام از جامگی ، از آن امروز
مرا نکایت دشمن فگند ازان طبقه ۴
تبارک الله ! از جامگی چو در گذری
نه عادت صله ماند و نه سنت صدقه ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۰ - در حق ملک اتسز
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۲ - در حق جمال الدوله حری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.