خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و ستایش معشوق و توانایی‌های او سخن می‌گوید. او از تأثیر اشعار خود بر روحش و نیز از قدرت و شکوه معشوق که حتی چرخ بلند آسمان را به حیرت واداشته، یاد می‌کند. همچنین به دشمنان اشاره دارد که چگونه شکست خورده‌اند و بخت بدشان در نیمه‌شب نیز آشکار شده است. در پایان، شاعر آرزوی راحتی و خوشبختی برای معشوق می‌کند و از تقدیر بدخواهان گلایه می‌نماید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک کامل آن نیاز به شناخت ادبیات کلاسیک فارسی و بلوغ فکری دارد. همچنین ممکن است برخی از استعاره‌ها و کنایه‌های به‌کار رفته برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۱۰ - در حق ملک نیمروز

نه من از آسمان گردنده
خدمت تو بجان طلب کردست ؟ ۱

تا تو اشعار من طلب کردی
روح در قالبم طرب کردست ۲

خاصه ، آن خسروی که چرخ بلند
از معالی او عجب کردست ۳

ملک نیمروز ، کاقبالش
روز بدخواه نیم شب کردست ۴

قصت رمح او کند با خصم
آنچه مهتاب با قصب کردست ۵

باد راحت نصیب تو ، که فلک
قسم بدخواه تو نصب کردست ۶
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: قطعه تعداد ابیات: ۶ ۴۳۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۹ - در مدح امام حمیدالدین ابوبکر بن عمر محمودی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱ - در حق اتسز خوارزمشاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.