این شعر در مدح و ستایش شخصیتی به نام مرتضی است که به عنوان نماد عدالت و قدرت توصیف شده است. شاعر با استفاده از تصاویر بلاغی مانند مقایسهی مرتضی با خورشید و برق، برتری و تأثیرگذاری او را بر جهان (شرق و غرب) و حتی پدیدههای طبیعی مانند طوفان و دریا نشان میدهد. همچنین، اشارهای به جایگاه رفیع او در عالم هستی دارد که حتی فلک برای کسب عزت، پیش پای او سر فرود آورده است.
متن دارای مفاهیم بلاغی و عرفانی پیچیدهای است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و استعارههای عمیق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۳ - در مدح امیر داد مرضی
منسوخ کرده صدق تو آیات زرق را ۱
هستی امیر داد بشرق و بغرب و هست
از داد تو نظام چه غرب و چه شرق را ۲
با فکرت تو هیچ ضیا نیست شمس را
با ضربت تو هیچ مضا نیست برق را ۳
گردون ز بهر کسب معالی و مفخرت
آورده زیر پای جلال تو فرق را ۴
همچون جوار تو گه توفان حادثات
هرگز سفینه ای نبود دفع غرق را ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.