این متن شعری ستایشآمیز است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، بزرگی و عظمت شخصیت مورد ستایش را توصیف میکند. او از عناصر طبیعت و مفاهیم بلندپایه مانند فلک، زمانه، جهان، کمال، جلال، و فضل برای بیان مقام والای این شخصیت استفاده میکند. همچنین، شاعر به تأثیرات مثبت وجود این شخصیت بر جهان و اطرافیان اشاره میکند و از دوری خود از فیض او اظهار ناراحتی مینماید.
این متن به دلیل استفاده از زبان شعری پیچیده، استعارهها و مفاهیم عمیق، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و ظرافتهای زبانی دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر وجود دارد.
شمارهٔ ۱۷۳ - هم در مدح اتسز
فلک پست با قدر والای تو ۱
زمانه بریده ، جهان دوخته
لباس معالی ببالای تو ۲
مزین شده گردن و گوش فضل
بلفظ چو لؤلوی لالای تو ۳
عنان کمالست در دست تو
رکاب جلالست در پای تو ۴
سر نیزهٔ مار شکلست دمار
بر آورده از جان اعدای تو ۵
شده سعد مقسوم از روی تو
شده ملک منظوم از رأی تو ۶
نزاید بجز گوهر مکرمت
از آن دو کف همچو دریای تو ۷
تو شمس و همه انجم انوار تو
تو کل و همه عالم اجزای تو ۸
هدی تازه از دانش پیر تو
جهان خرم از بخت برنای تو ۹
مرا خشک سال حوادث شکست
که تا دورم از فیض نعمای تو ۱۰
ازین پس گرم بخت یاری کند
من و خاک درگاه والای تو ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.