خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر حماسی و مدحی است که به توصیف قدرت، شجاعت و عدالت یک فرمانده یا پادشاه میپردازد. در آن از تصاویر بلاغی مانند باد، کوه، تیر و برق برای نشان دادن عظمت و نفوذ این شخصیت استفاده شده است. همچنین، تأثیر مثبت او بر اسلام و اهل هنر مورد ستایش قرار گرفته است.
این متن دارای مفاهیم بلاغی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند جنگ و تیغ ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شمارهٔ ۵۱ - در مدح ملک اتسز
خسروا ، چون تو آسمان نارد
خدمت و زمانه بگزارد ۱
باد را هیبت تو بر بندد
کوه را حملهٔ تو بردارد ۲
پای تو فروش محمدت سپرد
دس تو تخم مکرمت کارد ۳
روز هیجا ز سر کشان تیغت
هیچ کس را بکس بنگذارد ۴
تیر چون باد تو ز شخص عدو
شکم خاک را بینبارد ۵
همچو مشاطگان عزیمت تو
هر دو رخسار فتح بنگارد ۶
در کف نیزه ، چون عصای کلیم
سحر اعدای دین بیوبارد ۷
سنگ چون موم گردد ، اربر سنگ
اعتقاد تو وهم بگمارد ۸
هر که جان را بمهر تو نسپرد
روزگارش بمرگ بسپارد ۹
زهر با حشمت تو نگزاید
نوش با هیبت و نگوارد ۱۰
برق تهدید تو جهان سوزد
ابر انعام تو گهر بارد ۱۱
بر تن اسلام درع تو پوشد
در دل ایام مهر تو دارد ۱۲
سال و ماه از نشاط خوردن تو
کام شمشیر تو همی خارد ۱۳
وام دارد عدو ز تیغ تو جان
وقت آمد که وام بگزارد ۱۴
خسروا ، چرخ با عنایت تو
دل اهل هنر نیازارد ۱۵
دست بر آسمان برد ، هر کو
پای در خدمت تو بفشارد ۱۶
بنده ، روزی که پیش تو نبود
از حساب حیا نشمارد ۱۷
بشنو این قطعه ، کز شنیدن آن
طبع را سمع در نشاط آرد ۱۸
هر که در نظم این سخن نگرد
بجز از نظم در نپندارد ۱۹
شاد زی سال و مه ، که شادی تو
غم ابنای فضل بگسارد ۲۰
خدمت و زمانه بگزارد ۱
باد را هیبت تو بر بندد
کوه را حملهٔ تو بردارد ۲
پای تو فروش محمدت سپرد
دس تو تخم مکرمت کارد ۳
روز هیجا ز سر کشان تیغت
هیچ کس را بکس بنگذارد ۴
تیر چون باد تو ز شخص عدو
شکم خاک را بینبارد ۵
همچو مشاطگان عزیمت تو
هر دو رخسار فتح بنگارد ۶
در کف نیزه ، چون عصای کلیم
سحر اعدای دین بیوبارد ۷
سنگ چون موم گردد ، اربر سنگ
اعتقاد تو وهم بگمارد ۸
هر که جان را بمهر تو نسپرد
روزگارش بمرگ بسپارد ۹
زهر با حشمت تو نگزاید
نوش با هیبت و نگوارد ۱۰
برق تهدید تو جهان سوزد
ابر انعام تو گهر بارد ۱۱
بر تن اسلام درع تو پوشد
در دل ایام مهر تو دارد ۱۲
سال و ماه از نشاط خوردن تو
کام شمشیر تو همی خارد ۱۳
وام دارد عدو ز تیغ تو جان
وقت آمد که وام بگزارد ۱۴
خسروا ، چرخ با عنایت تو
دل اهل هنر نیازارد ۱۵
دست بر آسمان برد ، هر کو
پای در خدمت تو بفشارد ۱۶
بنده ، روزی که پیش تو نبود
از حساب حیا نشمارد ۱۷
بشنو این قطعه ، کز شنیدن آن
طبع را سمع در نشاط آرد ۱۸
هر که در نظم این سخن نگرد
بجز از نظم در نپندارد ۱۹
شاد زی سال و مه ، که شادی تو
غم ابنای فضل بگسارد ۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۰ - در مدح اتسز خوارزمشاه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح اتسز گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.