خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از پایان عمر و ناتوانی در برابر مرگ سخن میگوید، جایی که ثروت و مقام دیگر سودی ندارد و انسان در بستر مرگ، از تعلقات دنیوی کوتاه میآید.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن، برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری دارد و ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
رباعی ۸۴ - اکنون که نماند مایه حشمت و جاه
اکنون که نماند مایه حشمت و جاه
آمد اجل و گرفت ما را سر راه ۱
کردیم دراز پای بر بستر مرگ
چون دست تصرف ز تعلق کوتاه ۲
آمد اجل و گرفت ما را سر راه ۱
کردیم دراز پای بر بستر مرگ
چون دست تصرف ز تعلق کوتاه ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۳ - در دست و دوا هست طبیب من کو؟
گوهر بعدی:رباعی ۸۵ - چون خامه تو سیاه سازد جامه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.