خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و اشتیاق خود سخن میگوید و بیان میکند که هیچ شبی نیست که آهش به ثریا نرسد و اشکهایش به دریا نریزد. دلش باغ وصل تو را میطلبد، خواه در نهایت به آن برسد یا نه.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۲۹ - شب نیست که آهم به ثریا نرسد
شب نیست که آهم به ثریا نرسد
وز دیده من سیل به دریا نرسد ۱
دل گلشن وصل تو به جان می طلبد
تا عاقبت آنجا برسد یا نرسد ۲
وز دیده من سیل به دریا نرسد ۱
دل گلشن وصل تو به جان می طلبد
تا عاقبت آنجا برسد یا نرسد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۸ - خوی از سر زلف آن صنم می ریزد
گوهر بعدی:رباعی ۳۰ - بیچاره حسود بی بصر خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.