خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دلدادگی سخن میگوید، با استفاده از استعارههای زیبا مانند چشم، زلف، و خال. شاعر از درد عشق و جدایی مینالد و از سیاهیهایی مانند زلف و شب به عنوان نمادهای غم و رنج استفاده میکند. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند آب حیات و خضر دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۵ - دلم به چشم تو آمد به دودمان سیاه
دلم به چشم تو آمد به دودمان سیاه
حذر نکرد همانا ز خان و مان سیاه ۱
ز قید زلف تو پرهیز می کند دل من
چنانکه مار گزیده ز ریسمان سیاه ۲
زبان برید قلم راز من هویدا کرد
سرش بریده که در من کشد زبان سیاه ۳
فغان که صومعه گیران دورنگ و زّراقند
به درعه های سفید و به طیلسان سیاه ۴
شبی دراز به باید که من بپردازم
شکایت سر زلف تو با شبان سیاه ۵
چو خط سبز تو بگرفت طرف چشمه نوش
خضر به آب حیات امد از مکان سیاه ۶
نشان خال تو بر دل نگاشت ابن حسام
که هرگزش مرواد از دل آن نشان سیاه ۷
حذر نکرد همانا ز خان و مان سیاه ۱
ز قید زلف تو پرهیز می کند دل من
چنانکه مار گزیده ز ریسمان سیاه ۲
زبان برید قلم راز من هویدا کرد
سرش بریده که در من کشد زبان سیاه ۳
فغان که صومعه گیران دورنگ و زّراقند
به درعه های سفید و به طیلسان سیاه ۴
شبی دراز به باید که من بپردازم
شکایت سر زلف تو با شبان سیاه ۵
چو خط سبز تو بگرفت طرف چشمه نوش
خضر به آب حیات امد از مکان سیاه ۶
نشان خال تو بر دل نگاشت ابن حسام
که هرگزش مرواد از دل آن نشان سیاه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۴ - نظری سوی به ما کن صنما گاه به گاه
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶ - کَالبَدر مَحیَّاک مِن الحُسنِ تلآلآ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.