خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از زندگی خود در میکده و خرابات سخن میگوید و خود را نه مرد صومعه و عبادتهای رسمی میداند. او کعبه را در ابروی معشوق خود میبیند و سجدهگاهش را درگاه معشوق میداند. شاعر از ریا و سالوس در زهد دوری میجوید و به باده و عشق روی میآورد. او از افسردگان و کسانی که حال وجد او را درک نمیکنند، گلایه دارد و عمر خود را در زهد ریایی ضایع شده میداند.
متن دارای مضامین عرفانی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند باده و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۲۹ - مقیم میکده و ساکن خراباتم
مقیم میکده و ساکن خراباتم
نه مرد صومعه و سمعه و مقاماتم ۱
مرا به کعبه چه خوانی که طاق ابرویت
بس است روز دعا قبله ی مناجاتم ۲
اگر نه بر سر کویت به طوع سجده کنیم
ملک گناه نویسد به جای طاعاتم ۳
مقرّبان صوامع نشین لاهوتی
کنند ورد سحر نغمه ی مقالاتم ۴
حدیث وجد من افسردگان کجا دانند
فلک به چرخ در آید ز شوق حالاتم ۵
برفت عمر به زهد ریا و سالوسم
کجاست باده که ضایع گذشت اوقاتم ۶
به باده خرقه ی ابن حسام رنگین کن
که دل ملول شد از رنگ زرق و طاماتم ۷
نه مرد صومعه و سمعه و مقاماتم ۱
مرا به کعبه چه خوانی که طاق ابرویت
بس است روز دعا قبله ی مناجاتم ۲
اگر نه بر سر کویت به طوع سجده کنیم
ملک گناه نویسد به جای طاعاتم ۳
مقرّبان صوامع نشین لاهوتی
کنند ورد سحر نغمه ی مقالاتم ۴
حدیث وجد من افسردگان کجا دانند
فلک به چرخ در آید ز شوق حالاتم ۵
برفت عمر به زهد ریا و سالوسم
کجاست باده که ضایع گذشت اوقاتم ۶
به باده خرقه ی ابن حسام رنگین کن
که دل ملول شد از رنگ زرق و طاماتم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.