خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به توصیف زیباییهای فصل بهار و عشق به معشوق میپردازد. او از طبیعت سرسبز و گلها لذت میبرد، اما عشقش به معشوق چنان شدید است که همه چیز دیگر را فراموش کرده و تنها به او میاندیشد. شاعر حتی مکانهای مقدسی مانند کعبه و بتخانه را در مقایسه با عشق معشوص ناچیز میشمرد.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۷ - به وقت فصل بهار از چمن مکن اعراض
به وقت فصل بهار از چمن مکن اعراض
جهان ز لاله و گل بین به رنگ و بوی ریاض ۱
میان حوضه ی چشمم ز خون برست گیاه
چنانکه لاله ی سیراب بر کنار حیاض ۲
شمامه ی سر زلفت که شام رعناییست
چو باد صبح فرح بخش و داف الاَمراض ۳
ز هر خیال و تصور که غیر دوست بود
ضمیر صافی ابن حسام شد مرتاض ۴
مرا ز کعبه و بتخانه کوی اوست غرض
همین وسیله تمامم ز جملگی اعراض ۵
جهان ز لاله و گل بین به رنگ و بوی ریاض ۱
میان حوضه ی چشمم ز خون برست گیاه
چنانکه لاله ی سیراب بر کنار حیاض ۲
شمامه ی سر زلفت که شام رعناییست
چو باد صبح فرح بخش و داف الاَمراض ۳
ز هر خیال و تصور که غیر دوست بود
ضمیر صافی ابن حسام شد مرتاض ۴
مرا ز کعبه و بتخانه کوی اوست غرض
همین وسیله تمامم ز جملگی اعراض ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶ - ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸ - بر گل ترا که گفت ز سنبل برار خط
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.