خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ریا و سالوس زاهدان انتقاد میکند و به مینوشی و زندگی صادقانه دعوت مینماید. او از نابسامانیهای جهان و ناتوانی حکیمان در درمان دردهای جامعه میگوید و در عین حال به زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. در پایان، شاعر به ستایش از کمال نظم و هنر خود میپردازد.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۳ - بیا به میکده بفروش خرقه ی ناموس
بیا به میکده بفروش خرقه ی ناموس
ریا و شمعه رها کن به زاهد سالوس ۱
حریف مصطبه و ساغرم به بانگ بلند
به زیر پرده از این پس دگر نگویم کوس ۲
فلک به دست ستم بین که زیر پای بکوفت
سر سریر فریدون و افسر کاووس ۳
طبیب شهر علاج دام نمی داند
کزین معالجه دورست فهم جالینوس ۴
نهال قد تو بر سرو می نماید ناز
گل عذار تو بر لاله می کند افسوس ۵
به هر زمین که غباری ز موکبت برسد
دهم به وجه ارادت بر آن زمین صد بوس ۶
کمال نظم تو ابن حسام تا چه کند
که پای بند غروری تو نیز چون طاووس ۷
ریا و شمعه رها کن به زاهد سالوس ۱
حریف مصطبه و ساغرم به بانگ بلند
به زیر پرده از این پس دگر نگویم کوس ۲
فلک به دست ستم بین که زیر پای بکوفت
سر سریر فریدون و افسر کاووس ۳
طبیب شهر علاج دام نمی داند
کزین معالجه دورست فهم جالینوس ۴
نهال قد تو بر سرو می نماید ناز
گل عذار تو بر لاله می کند افسوس ۵
به هر زمین که غباری ز موکبت برسد
دهم به وجه ارادت بر آن زمین صد بوس ۶
کمال نظم تو ابن حسام تا چه کند
که پای بند غروری تو نیز چون طاووس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲ - شیخ را صومعه در رهن شراب است امروز
گوهر بعدی:غزل ۹۴ - خبری جان دل ز جانان پرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.