خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد فراق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از نسیم عنبربیز میخواهد که به یاریاش بشتابد و از آتش عشق و رخسار معشوق میگوید که تقوایاش را سوزانده است. او از بیپناهی و مفلسی خود سخن میگوید و به مینوشی و غمزدایی دعوت میکند. در پایان، از لشکر غم و پناهجویی در پیاله میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم مرتبط با آن، مناسب برای سنین بالاتر است.
غزل ۸۷ - دلم فدای تو باد ای نسیم عنبر بیز
دلم فدای تو باد ای نسیم عنبر بیز
به دستگیری افتاده ای چو من برخیز ۱
چنین که چشم تو هر گوشه ای کمین دارد
چگونه دل بنشیند به گوشه ی پرهیز ۲
زبس که آتش رخساره ی تو می افروخت
بسوخت خرمن تقوای من به آتش تیز ۳
زدیم در خم زلف گره گشای تو چنگ
که مفلسیم و نداریم هیچ دست آویز ۴
بیا که باده و گل را به هم برآمیزیم
ز دست حادثه ی روزگار رنگ آمیز ۵
بیار کاسه و از می پرآب رنگین کن
زخاک پرشده بین کاسه ی سر پرویز ۶
سوار حادثه هر سو دو اسپه می تازد
نه رخش ازو بتواند گریخت نه شبدیز ۷
فضای سینه ام آتش گرفت مردم چشم
تو مردمی کن و آبی زدیده بر وی ریز ۸
فضای سینه ام آتش گرفت مردم چشم
تو مردمی کن و آبی ز دیده بر وی ریز ۹
بتاخت لشکر غم قلب سینه ابن حسام
پناه می طلبی خیز و در پیاله گریز ۱۰
به دستگیری افتاده ای چو من برخیز ۱
چنین که چشم تو هر گوشه ای کمین دارد
چگونه دل بنشیند به گوشه ی پرهیز ۲
زبس که آتش رخساره ی تو می افروخت
بسوخت خرمن تقوای من به آتش تیز ۳
زدیم در خم زلف گره گشای تو چنگ
که مفلسیم و نداریم هیچ دست آویز ۴
بیا که باده و گل را به هم برآمیزیم
ز دست حادثه ی روزگار رنگ آمیز ۵
بیار کاسه و از می پرآب رنگین کن
زخاک پرشده بین کاسه ی سر پرویز ۶
سوار حادثه هر سو دو اسپه می تازد
نه رخش ازو بتواند گریخت نه شبدیز ۷
فضای سینه ام آتش گرفت مردم چشم
تو مردمی کن و آبی زدیده بر وی ریز ۸
فضای سینه ام آتش گرفت مردم چشم
تو مردمی کن و آبی ز دیده بر وی ریز ۹
بتاخت لشکر غم قلب سینه ابن حسام
پناه می طلبی خیز و در پیاله گریز ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶ - ای ز بی غمخواریت هردم دلم غمخواه تر
گوهر بعدی:غزل ۸۸ - زبس که می کند آن چشم فتنه بر من ناز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.