خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق یا ذات الهی است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند روشنی دیده، کعبه، سرو ناز و آب دیده، احساس عشق، اشتیاق و نیاز خود را به معشوق بیان میکند و از او طلب شفا و رسیدن به وصال مینماید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۸ - ای روشنی دیده دعا می رسانمت
ای روشنی دیده دعا می رسانمت
صد بندگی به دست صبا می رسانمت ۱
احرام کعبه سر کوی تو بسته ام
وانگه تحیّتی به صفا می رسانمت ۲
ای سرو ناز بر چمن باغ دل بمان
کز آب دیده نشو و نما می رسانمت ۳
از آرزوی لعل تو خون می شود دلم
آخر نگفته ای که شفا می رسانمت ۴
پنهان مدار ابن حسام از طبیب،درد
بر وعده ای که گفت دوا می رسانمت ۵
صد بندگی به دست صبا می رسانمت ۱
احرام کعبه سر کوی تو بسته ام
وانگه تحیّتی به صفا می رسانمت ۲
ای سرو ناز بر چمن باغ دل بمان
کز آب دیده نشو و نما می رسانمت ۳
از آرزوی لعل تو خون می شود دلم
آخر نگفته ای که شفا می رسانمت ۴
پنهان مدار ابن حسام از طبیب،درد
بر وعده ای که گفت دوا می رسانمت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷ - ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست
گوهر بعدی:غزل ۳۹ - دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.