خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از احساس تنهایی و تاریکی درونی خود میگوید که حتی در روز نیز مانند شب تاریک میبیند. او آرزو میکند که اگر قرار است همیشه شب باشد، حداقل مکانی برای خوابیدن داشته باشد و از رختخواب و بالین خود یاد میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق احساسی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند تنهایی و تاریکی درونی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۲۹۱ - در تاریکی ز بس که می بنشینم
در تاریکی ز بس که می بنشینم
در روز چو شب پرک همی بد بینم ۱
باشد چو شب ار خوابگهی بگزینم
از پهلو و دست بستر و بالینم ۲
در روز چو شب پرک همی بد بینم ۱
باشد چو شب ار خوابگهی بگزینم
از پهلو و دست بستر و بالینم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۰ - من بستر برف و بالش یخ دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۲ - آنم که اگر به خلد جایی سازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.