خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها به چرخ زمان (یا روزگار) اعتراض میکند و از بیوفایی و ویرانگری آن شکایت دارد. او از اینکه چرخ زمان همه چیزهای آزاده و ارزشمند را نابود کرده و پیمانشکنی کرده است، گله میکند و میپرسد که دیگر از گردش چنین چرخی چه ترس و هراسی میتوان داشت.
مفاهیم موجود در این شعر مانند پیمانشکنی روزگار، نابودی ارزشها و تفکر فلسفی درباره زمان، برای درک کامل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد حاصل میشود.
شماره ۲۰۱ - ای چرخ مدور خسیس بی باک
ای چرخ مدور خسیس بی باک
صد پیرهن وفای من کردی چاک ۱
آزاده هر آنچه بود کردی تو هلاک
از گردش تو کنون چه ترسست و چه باک ۲
صد پیرهن وفای من کردی چاک ۱
آزاده هر آنچه بود کردی تو هلاک
از گردش تو کنون چه ترسست و چه باک ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - آتش به سرم همی فرو ریزد عشق
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - گردون نکشد کمال مسعود ملک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.