خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها از عشق و درد خود میگوید، چنانکه مانند ابری زار میگرید و رخسارهاش از درد مانند برگ زرد شده است. او از تضاد بین زردی صورت و گریههایش سخن میگوید و اشاره میکند که در چهرهاش خزان (پاییز) و در چشمانش بهار است.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی نسبی با ادبیات و مفاهیم شاعرانه دارد.
شماره ۱۶۹ - در عشق تو همچو ابر می گریم زار
در عشق تو همچو ابر می گریم زار
وز درد چو برگ زرد دارم رخسار ۱
از زردی روی و گریه ای طرفه نگار
در روی خزان دارم و در دیده بهار ۲
وز درد چو برگ زرد دارم رخسار ۱
از زردی روی و گریه ای طرفه نگار
در روی خزان دارم و در دیده بهار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - ز اندیشه هجران و ز نادیدن یار
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - ای پیل سوار خسرو شیر شکار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.