خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و آن را به عنوان ارزشمندترین بخش زندگی توصیف میکند. او از تأثیر نور وجود معشوق بر زندگی خود و یافتن گمشدههای عمر در این وصال صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۱ - خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر
خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر
آمد به کفم گمشده پیرایه عمر ۱
ای اول وصلت آخرین مایه عمر
در جستن سود وصل شد مایه عمر ۲
آمد به کفم گمشده پیرایه عمر ۱
ای اول وصلت آخرین مایه عمر
در جستن سود وصل شد مایه عمر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - هر ابر که بنگرم غباری شده گیر
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - تعریف مرا عشق تو ای ساده شکر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.