خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن بیان میکند که تمام کارهایش جز عشق و محبت به معشوق نبوده است، اما در دلش از این عشق بویی نبوده. او خود را ناچیز و نالایق برای حضور در میدان معشوق میداند و تنها کاری که از او برمیآمده، فرار از مقابل معشوق بوده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۲ - کارم همه جز مهر تو دلجوی نبود
کارم همه جز مهر تو دلجوی نبود
واندر دل من ز مهر تو بوی نبود ۱
چون در خور میدان توام گور نبود
جز جستن من ز پیش روی تو نبود ۲
واندر دل من ز مهر تو بوی نبود ۱
چون در خور میدان توام گور نبود
جز جستن من ز پیش روی تو نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - سودای تو آتش دلم افزون کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - امید وصال چون مرا بفریبد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.