خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ظلم و ستم چرخ روزگار شکایت میکند که او را درویش و درمانده کرده، به بند کشیده و خرد کرده است. او از تن ضعیف، جگر خسته و دل شکسته خود میگوید و بیان میکند که روزگار در همه حال به بدی با او رفتار کرده است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، بیان رنج و محنت ممکن است برای مخاطبان جوان تر سنگین باشد.
شماره ۹۱ - چون چرخ زهر چه بود درویشم کرد
چون چرخ زهر چه بود درویشم کرد
اندر بندم کشید و فرویشم کرد ۱
تن زار و جگر خسته و دلریشم کرد
در جمله به کامه بد اندیشم کرد ۲
اندر بندم کشید و فرویشم کرد ۱
تن زار و جگر خسته و دلریشم کرد
در جمله به کامه بد اندیشم کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰ - باز این تن مستمند زندانی شد
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.