خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از رنج و فرسودگی خود میگوید و بیان میکند که جز زبان، چیزی از او باقی نمانده است. او احساس میکند که در بند گرانی اسیر شده و از پای افتاده است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به رنج و فرسودگی ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲ - بر کار به جز زبان نمانده ست مرا
بر کار به جز زبان نمانده ست مرا
در تن گویی که جان نمانده ست مرا ۱
بندیست گران که جان نمانده ست مرا
از پای جز استخوان نمانده ست مرا ۲
در تن گویی که جان نمانده ست مرا ۱
بندیست گران که جان نمانده ست مرا
از پای جز استخوان نمانده ست مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - گرچه فلک از پیش برانده ست مرا
گوهر بعدی:شماره ۳ - گر بند کند رای بلند تو مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.