خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از فراق و جدایی از معشوق خود شکایت میکند. او از تغییر رفتار معشوق و بیوفایی او ابراز ناراحتی میکند و به یاد روزهای خوش گذشته میاندیشد. شاعر احساس میکند که معشوق که زمانی با او مهرورزی میکرد، اکنون از او دور شده و حتی به او بیاحترامی میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۹ - ای ترک ماهروی ندانم کجا شدی
ای ترک ماهروی ندانم کجا شدی
پیوسته که گشتی کز من جدا شدی ۱
بودم تو را سزا و تو بودی مرا سزا
ترسم ز نزد من به ناسزا شدی ۲
درد دلا که بنده دیگر کسی نشد
وآن گه شدی که بر دل من پادشا شدی ۳
بیگانه گشتن از من چون در سر تو بود
با جان من به مهر چرا آشنا شدی ۴
کی بینمت که پردگی و نازنین شدی
کی یابمت که در دهن اژدها شدی ۵
آن گه بریدی از من جمله که بارها
گفتم به مردمان که تو جمله مرا شدی ۶
ای تیر راست چون بزدی بر نشانه زخم
وی ظن نیک من به چه معنی خطا شدی ۷
آری همه گله نکنم چون شدی ز دست
تا خود همی به زاری گویم کجا شدی ۸
امروزم ار ز هجر زدی در دو دیده خاک
بس شب که تو به وصل در او توتیا شدی ۹
پیوسته که گشتی کز من جدا شدی ۱
بودم تو را سزا و تو بودی مرا سزا
ترسم ز نزد من به ناسزا شدی ۲
درد دلا که بنده دیگر کسی نشد
وآن گه شدی که بر دل من پادشا شدی ۳
بیگانه گشتن از من چون در سر تو بود
با جان من به مهر چرا آشنا شدی ۴
کی بینمت که پردگی و نازنین شدی
کی یابمت که در دهن اژدها شدی ۵
آن گه بریدی از من جمله که بارها
گفتم به مردمان که تو جمله مرا شدی ۶
ای تیر راست چون بزدی بر نشانه زخم
وی ظن نیک من به چه معنی خطا شدی ۷
آری همه گله نکنم چون شدی ز دست
تا خود همی به زاری گویم کجا شدی ۸
امروزم ار ز هجر زدی در دو دیده خاک
بس شب که تو به وصل در او توتیا شدی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - غم بگذرد از من چو به من برگذری تو
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - چو مه روی نیکو برآراستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.