خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از مسعود سعد سلمان، شاعر فارسیزبان، بیانگر احساسات شاعر دربارهی وفاداری، مردمداری و پشیمانی است. شاعر از رفتارهای نیکوی خود و بیوفایی دیگران شکایت میکند و هشدار میدهد که پشیمانی نتیجهی بیمردمی است. همچنین، او به ناپایداری دنیا و سرنوشت انسانها اشاره میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات قدیمی نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شمارهٔ ۱۳۲ - آفت مردمی پشیمانی است
ما به هر مجلسی ز تو زده ایم
همچو بلبل هزاردستانی ۱
بسته کاری نکرده ای با ما
مردمی کرده ای فراوانی ۲
زود در هر چه خواستیم از تو
داده ای خوب جزم فرمانی ۳
آفت مردمی پشیمانیست
تا نگردی تو چون پشیمانی ۴
بر فلک ایمنی مدار که او
شیر چنگیست مار دندانی ۵
بسته مدتست هر شخصی
مانده غایتست هر جانی ۶
نظم شکر و شکایتست از ما
خط حری و قسم کشخانی ۷
وز چو ما مردمان سخن گویند
که فرو خواندش سخندانی ۸
شکر منظوم را نخواهی یافت
تو چو مسعود سعد سلمانی ۹
همچو بلبل هزاردستانی ۱
بسته کاری نکرده ای با ما
مردمی کرده ای فراوانی ۲
زود در هر چه خواستیم از تو
داده ای خوب جزم فرمانی ۳
آفت مردمی پشیمانیست
تا نگردی تو چون پشیمانی ۴
بر فلک ایمنی مدار که او
شیر چنگیست مار دندانی ۵
بسته مدتست هر شخصی
مانده غایتست هر جانی ۶
نظم شکر و شکایتست از ما
خط حری و قسم کشخانی ۷
وز چو ما مردمان سخن گویند
که فرو خواندش سخندانی ۸
شکر منظوم را نخواهی یافت
تو چو مسعود سعد سلمانی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنوران
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.