این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش پادشاهی میپردازد و او را به عنوان حاکمی قدرتمند، عادل و مسعود توصیف میکند. در این شعر، پادشاه به عنوان فردی مورد اطاعت آسمان و زمین، و حاکمی که عدالت و حشمت او جهان را فرا گرفته است، تصویر شده است. همچنین، شاعر تأکید میکند که فرمانروایی و مالکیت مملکت تنها از آنِ پادشاه است و دیگران در برابر او هیچ حقی ندارند.
این متن دارای مفاهیم پیچیدهای مانند قدرت، عدالت، و حاکمیت است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شمارهٔ ۹۷ - ستایش
می مشکین خور در زرین جام ۱
هیبت سوزان خود خنجر توست
بر مکش خنجر زرین ز نیام ۲
حشمت عدل علایی به جهان
قهرمان تو تمام است تمام ۳
مر تو را چرخ مطیع است مطیع
مر تو را دهر غلام است غلام ۴
مملکت بر تو حلال است حلال
بر همه جز تو حرام است حرام ۵
وآنکه از شاهان جز چاکر توست
در همه عصر کدام است کدام ۶
طالعی داری مسعود به قال
زآنکه تو شاهی مسعود بنام ۷
تا بود تخت تو بر تخت نشین
تا بود ملک تو در ملک خرام ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.