خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از تلاش ناکام خود برای برقراری رابطه جنسی با معشوقهاش (بت) میگوید. او از ناتوانی جنسی خود شکایت دارد و از معشوقه میخواهد که چارهای بیاندیشد. معشوقه نیز در پاسخ میگوید که مانند موسی نیست که عصایش را به اژدها تبدیل کند و مانند عیسی نیست که به مرده جان ببخشد.
متن به موضوعات جنسی اشاره دارد و استفاده از زبان استعاری و طنز ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد.
شمارهٔ ۹۴ - هزل
بتی یافتم دوش گفتم به حرص
که امشب جماعی فراوان کنم ۱
رگ من بخسبید و خفته بماند
ندانستمش تا چه درمان کنم ۲
بدو گفتم ار چاره آن کنی
که این لت شود تا در انبان کنم ۳
حقیقت تو را آنچه باید ز من
به جای تو از مردمی آن کنم ۴
مرا گفت اگر زآنکه موسی شوم
عصای تو در دست ثعبان کنم ۵
چه خواهی ز من من نه عیسی شوم
که اندر چنین مرده ای جان کنم ۶
که امشب جماعی فراوان کنم ۱
رگ من بخسبید و خفته بماند
ندانستمش تا چه درمان کنم ۲
بدو گفتم ار چاره آن کنی
که این لت شود تا در انبان کنم ۳
حقیقت تو را آنچه باید ز من
به جای تو از مردمی آن کنم ۴
مرا گفت اگر زآنکه موسی شوم
عصای تو در دست ثعبان کنم ۵
چه خواهی ز من من نه عیسی شوم
که اندر چنین مرده ای جان کنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۳ - حقگزاری از خواجه مظفر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۵ - از زبان ملک ارسلان گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.