شاعر در این متن از رنجها و ناامیدیهای زندگی خود میگوید، احساسی که گاهی او را خار میکند و دشمنانش را حریر. او از بخت بد، زمانه سخت و اسارت در دست هوا و هوس مینالد و حتی کودک هفت ساله را در چنین شرایطی پیر میبیند. همچنین، او از سوزش دل و سخنان آتشین خود سخن میگوید و شرایط سخت زمستانی را به تصویر میکشد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند ناامیدی، رنجهای زندگی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتر نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «اسارت در دست هوا» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شمارهٔ ۳۷ - حسب حال
بر سر خلق در نفیر شود ۱
خار گردد مرا گل اندر دست
خار بر دشمنم حریر شود ۲
سخن من از آن بود سوزان
کاتش دل همی ضمیر شود ۳
به چنین رنج کز زمانه مراست
کودک هفت ساله پیر شود ۴
از همه مردمان بر آن بخشای
که به دست هوا اسیر شود ۵
هر زمانی ز بخت بد سوی من
نا امیدی همی سفیر شود ۶
دره گر بر سرم فرود آید
به گرانی که ثبیر شود ۷
به زمستان سرد بر سر من
شرر نار زمهریر شود ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.